|
Lock, Stock and Two Smoking Barrels |
|
|
|

Lock Stock and Two Smoking Barrels (1998) کارگردان : Guy Ritchie ژانر : تریلر، جنایی، کمدی
چخماق ، قنداق و دو لوله پر از دود ! اسم فیلمی است که قصد معرفی آن را
دارم. فیلمی سراسر خشونت و هیجان که داستان شرکت چند دوست در یک مسابقه
پوکر در مقابل هری ساطور ! و حوادث بعد از آن را روایت
میکند. دانستن این که هری ساطور کیست بماند به عهده خود شما فقط اینکه او
از کسانی که دوستش نباشند با ساطور پذیرایی میکند ! در این بین درگیری های
یک گروه از دزدان و مواد فروشها و سرقت ۲ قبضه اسلحه فوق العاده ارزشمند با
داستان این چند دوست گره می خورد تا یک فیلم زیبا ، خوش ساخت و مهیج در
مقابل شما باشد ! این فیلم اولین کار بلند
سینمایی Guy Ritchie در مقام کارگردانی است . ۲ سال بعد، از او قاپ زنی
(Snatch) را دیدیم که ردپای فیلم اول به راحتی در آن قابل مشاهده است و
البته هر دوفیلم هم به موفقیت دست پیدا کرده و نظر های زیادی را جلب
کردند. ساختار فیلم به گونه ای است که نمیتوان آن را به ژانر خاصی نسبت
داد اما خشونت زیاد آدمهایی که کمتر فکر می کنند یک کمدی هیجان انگیز را
رقم می زند که بیننده را هر لحظه به دیدن ادامه فیلم بیشتر راغب میکند.
فیلم از ساختار سینمایی خوبی برخوردار است و فیلم برداری و نورپردازی خوب
در کنار بازی های روان و دیالوگهای به یاد ماندنی بیننده را کاملا با خود
همراه میکند. پایان فیلم هم یک پایان استثنایی است و تا مدتی بعد از فیلم
شمارا به فکر فرو خواهد برد .
|
|
جمعه 1 مرداد ماه سال 1389 |
پیام های دیگران (0)
|
|
|
|
|
|
No Man's Land |
|
|
|

No Man's Land (2001) کارگردان : Danis
Tanovic ژانر : کمدی، درام، جنگی
در مرز بوسنی و صربستان محلی وجود دارد که به آن سرزمین هیچ کس میگویند و هیچ کدام از دو کشور در حال جنگ این سرزمین را در تصرف ندارد و در واقع فاصله بین دو گروه است. گروهی از سربازان بوسنیایی مسیرشان را در این زمینها گم می کنند و به صربها نزدیک می شوند و نیروهای صرب این را اعلان جنگ می دانند. در نهایت یک سرباز بوسنیایی و یک سرباز صرب در جایی در مرکز این سرزمین با هم تنها می شوند . نیروهای هر دو طرف هم منطقه را زیر نظر دارند و فکر می کنند سربازان دشمنشان آنجا هستند. ارتباط این دو سرباز ، رفتار فرمانده ها، تاثیر نیروهای سازمان ملل و حوادث دیگری که روی می دهد شاید از یک طرف کمدی است اما در عین حال پایانی بسیار تلخ و فوق العاده تامل برانگیز دارد. این فیلم ۹۸ دقیقه ای در مراسم اسکار، فستیوال کن و گلدن گلوب خوش درخشیده.
|
|
چهارشنبه 30 تیر ماه سال 1389 |
پیام های دیگران (0)
|
|
|
|
|
|
The Hurt Locker |
|
|
|

The Hurt
Locker (2008) کارگردان :
Kathryn
Bigelow ژانر : جنگی، اکشن، درام
بعد
از اینکه قفسه درد شش جایزه اسکار و جوایز زیاد دیگری
گرفت مصمم شدم فیلم را ببینم. فیلم داستانی ضد جنگ دارد البته با این جمله
آغازین که جنگ مثل مخدر (Drug) است ! داستان مرد جوان و با اعتماد به نفسی
است که به هر دلیل به جنگیدن اعتیاد پیدا کرده و اکنون در یک اکیپ خنثی
سازی بمب در عراق در حال خدمت است. فیلم کمتر مانند امثال سقوط
شاهین سیاه شعاری و تبلیغاتی است و با توجه به هزینه نسبتا پایینش
بسیار خوب از آب در آمده و جمع بندی نهایی اینکه فیلم زیبا و خوش ساختی
است که خوب مثل سایر فیلمهای معرفی شده ارزش دیدن را دارد.
|
|
جمعه 25 تیر ماه سال 1389 |
پیام های دیگران (1)
|
|
|
|
|
|
The Shawshank Redemption |
|
|
|

The
Shawshank Redemption (1994) کارگردان
: Frank
Darabont ژانر : درام، جنایی
اثری
بسیار زیبا و تاثیرگذار که بر پایه رمانی به همین نام اثر استفان کینگ
ساخته شده. رستگاری از شاوشانک یک پیام بسیار مهم دارد و
با روایت بی نقص و کار هنری فوق العاده این پیام را به بهترین شکل ممکن به
تماشاگر می رساند و این پیام چیزی نیست به جز امید. همه چیز فیلم عالی است
تا جایی که نامزد شش جایزه اسکار شد و مدتهاست که در صدر رده بندی سایت
IMDB قرار دارد. مطمئنا این فیلم ارزش بارها دیدن را دارد. داستان فیلم در
مورد مرد جوانی است که به اتهام کشتن همسر و معشوق همسرش به زندان شاوشانک
می افتد و با چالشهای زیادی رو برو می شود ، اما او هرگز امیدش را از دست
نمی دهد ( بیشتر از این توضیح ندادم که داستان لوث نشود ).
|
|
جمعه 25 تیر ماه سال 1389 |
پیام های دیگران (0)
|
|
|
|
|
|
Into the Wild |
|
|
|

Into the
Wild (2007) کارگردان : Sean Penn ژانر : ماجرایی، درام، بیوگرافی
آخرین فیلم شان پن به عنوان
کارگردان Into the Wild
است که با توجه به محتوای فیلم میتوان آن را بازگشت به
طبیعت ترجمه کرد. موضوع این فیلم دو و نیم ساعته دل کندن پسر جوان
ورزشکار و باهوشی به نام کریس (Emile Hirsch)
از خانواده ، درس و دانشگاه و هر چیز دیگری که زندگی آن روزش را تشکیل
میداد و زدن به دل طبیعت است. کریس همه پولهایش را به یک موسسه خیریه میدهد
و مقداری را هم که برای خودش برداشته را هم بعدا میسوزاند. او یاد میگیرد
که چطور در جایی که هیچ آدمی و مغازه ای نیست خود را سیر نگه دارد و یا سخت
کار کند برای اینکه وسایل لازم ادامه سفرش را تامین کند... کریس که
نام خود را به الکساندر سوپر ولگرد! تغییر میدهد میخواهد
که پیاده به آلاسکا
برود و در طول مسیر به آدم های مختلفی بر می خورد که البته هروقت میبیند
که ممکن است از هدفش باز بماند از آنها هم دل میکند ....
بیشتر قصه فیلم در دل طبیعت روایت میشود و دقایق طولانی از فیلم
بدون
هیچ کلامی است که این به خاطر تنها بودن کریس است که انصافا هم خوب و
طبیعی از آب درامده و کاملا باور پذیر است. درست است که در بعضی جاها فیلم
حالت شعارگونه دارد اما دیالوگهای بسیار خوب و پرباری بین بازیگران رد و
بدل میشود که تا حدی هم فضای فلسفی به فیلم میدهد. پایان بندی فیلم هم خوب
است و آدم را سخت به فکر وا میدارد.
موسیقی فوق العاده زیبای فیلم هم واقعا شنیدن دارد . پیشنهاد می کنم این
فیلم را تنها و موقعی که حسابی وقت و حال و حوصله دارید ببینید چراکه بعضی
قسمتهای فیلم ممکن است کشدار و کسل کننده باشد که خوب البته قابل چشمپوشی
است.
|
|
جمعه 25 تیر ماه سال 1389 |
پیام های دیگران (0)
|
|
|
|
|